کلید موفقیت در بخش های مختلف آزمون آیلتس

بیش تر از ۵ سال از تاسیس سایت ieltsican.com میگذرد و در این مدت همراه زبان آموزان زیادی در مسیر آیلتس بوده و شاهد موفقیت اکثریت دوستان و کسب نمره مدنظرشان در آزمون آیلتس برای اهداف شغلی و تحصیلی بوده ایم. تجربه ی ارزشمند این ۵ سال در رابطه با پرتکرارترین اشتباهات زبان آموزان و بخش های که به نظر میرسد زبان آموزان بیشترین مشکل را دارند به علاوه تجربه آزمون های خود بنده در چند سال اخیر، مرا بر این داشت که مقاله ای جدید برای ارائه ی نکاتی که در واقع کلید موفقیت در بخش های مختلف آزمون هستند، بنویسم. ممکن است نکاتی برای خوانندگان این مقاله تکراری باشد چون یا در مقالات سایت ieltsican.com مطالعه کردید و یا در کتاب ها و منابع دیگری و برخی مطالب دیگر ممکن است با دانسته های حال حاضرزبان آموزان عزیز مغایر باشد. دانستن این نکته مهم است که مطالبی که در ادامه ارائه میشود بر اساس آنالیزعملکرد شرکت کنندگان در آزمون آیلتس و ۵ سال تصحیح و تدریس آیلتس است.

  • نکات کلی و مهم
  • کلید موفقیت در بخش لیسنینگ آزمون آیلتس
  • کلید موفقیت در بخش ریدینگ آزمون آیلتس
  • کلید موفقیت در بخش رایتینگ آزمون آیلتس
  • کلید موفقیت در بخش اسپیکینگ/اینترویو آزمون آیلتس

نکات کلی و مهم

در ابتدا به توضیح چند نکته ی مهم وکلی پرداخته و سپس به هر کدام از چهار بخش آزمون آیلتس می پردازیم.

 

بهبود پایه ی زبانی به لحاظ گرامر و لغت

تفاوتی ندارد هدف ما بهبود در کدام یک از چهار بخش آزمون آیلتس باشد، بدون دانش عمیق گرامری و لغوی، هر چقدرهم تسلط بر تکنیک و استراتژی داشته باشیم و هر چقدر هم تمرین کنیم، پیشرفت قابل ملاحظه ای نخواهیم داشت. دوستان زیادی بعد از شرکت در جلسه های رایتینگ و اسپیکینگ ناامید و مستاصل می شوند چرا که با وجود پرداخت هزینه و صرف وقت بسیار، قادر به افزایش بیشتر از نیم نمره در این دو اسکیل نبودند و گاهی حتی در نمره اولیه ثابت مانده اند. یک دلیل عمده، عدم داشتن دانش عمیق و کافی در دو بخش گرامر و لغت است. گاها زبان آموزان این نکته را بیان می کنند که چند کتاب گرامر را مطالعه کرده اند یا لیست های بلندی از لغات را مطالعه کرده اند. اینجاست که بحث عمق دانش زبانی در این دو بخش است که تفاوت ایجاد میکند.

 با یک مثال می توان این نکته را روشن کرد. یک نکته مهم گرامری برای کسب نمره بالا در رایتینگ آزمون آیلتس این است که سعی کنیم از ترکیبی از simple sentences and complex sentences استفاده بکنیم و یک نمونه از جملات complex، جملات کانتراستی هستند که با کلماتی چون although, while and whereas ساخته می شوند.حال فقط دانستن این نکته کفایت نمیکند بلکه باید دقیقا بدانیم چطور و کجا میتوان از این گونه جملات استفاده کرد به گونه ای که جمله به لحاظ گرامری درست بوده و به لحاظ محتوایی نیز مناسب باشد. بر این اساس جمله زیر اشتباه هست و با این که زبان آموزان ممکن است وقت زیادی صرف یادگیری کرده باشند اما چون نهایتا خروجی کار درست و گرامری نیست، هیچ بهبود نمره ای را به همراه نخواهد داشت.

Crime rate is on the increase. Although the government has taken some measures.

و علت نادرست بودنش این است که کلاز دوم یک کلاز وابسته محسوب می شود و بنابراین نمی تواند مستقل و به عنوان یک جمله استفاده شود بلکه باید بخشی از یک کلاز مستقل  یعنی جمله ی قبل باشد.

بنابراین بسیار مهم است که ما تمام نکات گرامری لازم شامل جملات ساده، انواع زمان فعل ها، جکلات کامپلکس و … را به صورت عمیق یاد بگیریم و قبل از استفاده از آن ها در رایتینگ، جملات زیادی بسازیم و تمرین کافی داشته باشیم. حال این که کدام کتاب را برای مطالعه انتخاب کنیم خیلی مهم به نظر نمی رسد هر چند کتاب گرامر برای آیلتس کمبریج توصیه می شود به این دلیل که علاوه بر یادگیری نکات لازم، در پایان هر درس از طریق تمرین، با یک بخشی از آزمون آیلتس آشنا می شوید برای مثال در پایان یک درس ممکن است که یک متن یا همان passage به شما داده شود که به لحاظ موضوعی و ساختار جملات مرتبط با درس مورد نظر بوده و به دنبال آن ۱۳ سوال که باید در مدت زمان ۲۰ دقیقه پاسخ بدید. نوع سوالات دقیقا همان هایی است که در آزمون واقعی باید پاسخ بدید از جمله True, False, Not Given و sentence completion. به این صورت آمادگی لازم را برای بخش های مختلف آزمون تا پایان مطالعه کتاب به دست می آورید. حتما سعی کنید تمام تمرین های هر درس را انجام بدید و فقط به مطالعه نکات گرامری اکتفا نکنید چون در این صورت یادگیری سطحی خواهیم داشت که لزوما کمکی به ما نخواهد کرد.

برای لغت هم به همین صورت کتاب های انتشارات کمبریج که در دو سطح intermediate and advanced ارائه شده اند و میتوانید در صفحه منابع آیلتس دانلود کنید، حتما توصیه می شوند. اما این دو کتاب شامل لغات آکادمیک هستند که برای موضوعات رایج هر دو بخش رایتینگ و اسپیکینگ بسیار عالی هستند اما لزوما کافی نیستند. برای مثال برای پارت اول اسپیکینگ یکسری کلمات و عبارات موضوعی برای تاپیک های مختلف نیاز داریم که لزوما آکادمیک نیستند. به این منظور میتوانید کتاب های Oxford Word Skills را که در سه سطح ارائه شده اند، مطالعه کنید. زبان آموزانی که قبلا در طول سال ها کلاس های ترمیک شرکت کرده اند و برای مثال سری کتاب های Top Notch, Summit و یا هر مجموعه کتب دیگری را در موسسات مختلف آموزش دیده اند، شاید فقط نیاز داشته باشند مطالب را مرور کنند چون معمولا مجموعه های آموزشی زبان موضوعات مختلف را از سطح آسان به سخت کاور میکنند که آمادگی لازم را به زبان آموز برای درک مطالب و مهارت اسپییکینگ در این موضوعات می دهد. 

در شرایط آزمونی تست بزنید و آزمون ماک بدهید.

بسیار مهم است که دقیق بدانید آزمون به چه صورت برگزار می شود و قبل از شروع آزمون چه مراحلی را باید طی کنید؛ همین طور این که عملکرد شما در شرایط آزمونی به چه صورت است یعنی زمانی که هر چهار بخش با همان ترتیب و زمان مقرر برگزار می شود. به همین دلیل به زبان آموزان توصیه می شود که حتما یک یا دو آزمون ماک ثبت نام کنند و به این صورت هم با شرایط آزمون از نزدیک و کامل آشنا شوند و هم ارزیابی نسبتا دقیقی از وضعیت نمره و سطح شان داشته باشند. علاوه بر آن، توصیه می شود داوطلبان از دو ماه قبل از آزمون با استفاده از کتاب های تست معتبر و با در نظر گرفتن ترتیب و زمان آزمون واقعی به صورت منظم practice test داشته باشند. به این صورت شما میتوانید آمادگی خوبی برای روز آزمون به دست بیاورید چون آزمون آیلتس فقط تست دانش زبانی شما نیست بلکه ارزیابی مهارت و تکنیک های لازم برای پاسخ گویی به سوالات، دقت و سرعت نیز است چرا که برای مثال ممکن است هر کسی بتواند هر ۴۰ سوال بخش ریدینگ را در صورتی که به جای ۶۰ دقیقه ۱۲۰ دقیقه زمان داشته باشد پاسخ درست دهد.

از تست ها و نمونه سوالات معتبر و موثق استفاده کنید.

برای practice test ها بسیار اهمیت دارد که از کتاب های تست معتبر و موثق استفاده کنید. دقت داشته باشید که هر تستی که در اینترنت و در سایت های مختلف می بینید استاندارد نیست. سایت ها و منابعی هستند که برای این که نشان دهند نکاتی که آن ها آموزش می دهند برای پاسخ به سوالات آزمون آیلتس ضروری و کاربردی است، تست های استاندارد را تغییر می دهند یا تست هایی طراحی میکنند به گونه ای که پوینت های آموزشی آن ها در یافتن به پاسخ سوالات به کار بیاید. داوطلبان زیادی هستند که به این دلیل نا امید می شوند و برداشت متفاوتی از سوالات آزمون پیدا می کنند. بر این اساس، بسیار مهم است که با نمونه سوالات استاندارد تست بزنید. به این لحاظ هیچ منبعی قابل اعتماد تر و به روزتر از کتاب های تست کمبریج نیست ( از کتاب تست ۱۱ تا ۱۷ استفاده کنید. قطعا در ادامه کتاب های ۱۸ به بعد نیز در دسترس داوطلبان قرار خواهد گرفت). توصیه میکنم به تست های این سایت و آن سایت هر چقدر هم معروف و معتبر برای هیچ کدام از بخش های آزمون اعتماد نکنید.

برای بخش های رایتینگ و اسپیکینگ فیدبک بگیرید.

بخش های لیسنینگ و ریدینگ با استفاده از کلید سوالات به راحتی قابل تصحیح و نمرات و بند اسکور آن ها قابل محاسبه است. توصیه می شود برای دو بخش دیگر از خدمات تصحیح موجود که به آن اعتماد دارید استفاده کنید. هر چقدرهم سطح زبانی ما قوی باشد موقع نوشتن و صحبت کردن به انگلیسی اشتباهاتی به لحاظ زبانی خواهیم داشت که خودمان متوجه نمی شویم. همین طور نکاتی وجود دارد که برای این دو بخش آزمون آیلتس باید رعایت شود. به همین دلیل، توصیه می شود داوطلبان حتما قبل از آزمون اصلی ارزیابی از سطح و بنداسکور حدودی خود در این دو بخش رایتینگ و اسپیکینگ داشته باشند و به این منظور می توانید از دوستان خود که قبلا آزمون آیلتس داده اند و نمره ی خوبی دریافت کردند و یا خدمات تصحیح موجود که توسط اساتید ایرانی و یا نیتیو ارائه می شود استفاده کنید. توجه داشته باشید که بند اسکوری که به شما داده می شود حدودی است و بهتر است حدودا نیم نمره کمتر و بیشتر از آن را به عنوان سطح خود در نظر بگیرید به این دلیل که نه تنها مصححین  بلکه اگزمینرها هر چقدر هم دقیق بر اساس آموخته ها و معیارهای موجود رایتینگ و اسپیکینگ را تصحیح بکنند باز فرایند تصحیح subjective  محسوب می شود و به همین دلیل یک رایتینگ برای مثال ممکن است توسط یک اگزمینر ۷ داده شود و همان رایتینگ نمره ۷٫۵ را توسط اگزمینر دیگری دریافت کند.

 

کلید موفقیت در بخش لیسنینگ آزمون آیلتس

برای عملکرد قابل قبول در بخش لیسنینگ باید در ابتدا با انواع سوالاتی که در این بخش به شما داده می شود، آشنا شویم و همین طور اطلاعات دقیقی از قبیل این که بخش لیسنینگ چند دقیقه طول می کشد، از چند سکشن تشکیل می شود، در هر سکشن باید به چند سوال پاسخ داده شود و غیره داشته باشیم. بنابراین حتی زبان آموزانی که مهارت شنیداری قوی دارند در صورتی که این اطلاعات لازم را ندانند ممکن است عملکرد ضعیفی داشته باشند. به عبارت دیگر، این که بدانیم در بخش لیسنینگ با چه چیزی مواجه می شویم و روند به چه صورت است اهمیت فوق العاده ایی دارد. هر چه بیشتر بداینم، از استرس و اضطراب مان کاسته می شود چرا که به نظرمان این بخش قابل انجام و مدیریت خواهد بود.

به طور خلاصه، بخش لیسنینگ از چهار سکشن تشکیل شده و در هر سکشن شرکت کنندگان باید به ده سوال پاسخ دهند و بنابراین جمعا چهل سوال در این بخش وجود دارد. یک نمره به هر پاسخ درست تعلق میگیرد و نهایتا بر اساس تعداد پاسخ های درست، بند اسکور زبان آموز عددی بین یک تا نه خواهد بود. بخش شنیداری آزمون آیلتس حدودا ۳۰ دقیقه طول می کشد و شرکت کنندگان باید همزمان در دفترچه به سوالات پاسخ دهند. در پایان، ۱۰ دقیقه زمان برای وارد کردن پاسخ ها در پاسخ نامه در نظر گرفته می شود که زمان خوب و کافی است و معمولا به شرکت کنندگان اجازه میدهد تا در چند دقیقه پایانی باقی مانده پاسخ های خود را چک کنند و یا روی سوالاتی که موقع پاسخ دهی شک داشتند، بازبینی مجددی انجام دهند. 

توصیه هایی که من برای بخش شنیداری آزمون آیلتس دارم به صورت زیر است:

در هر سکشن فقط روی همان سکشن تمرکز کنید و بنابراین نه به سکشن قبلی فکر کنید و نه دفترچه را ورق بزنید تا نگاهی به سکشن های دیگر بیاندازید.

در ابتدا و میانه هر سکشن به شما حدودا ۳۰ ثانیه وقت داده می شود تا به سوالات نگاهی بیاندازید و آماده نوشتن پاسخ شوید در حالی که همزمان به فایل صوتی گوش می دهید. این چند ثانیه واقعا طلایی است چرا که باید اولا دستورالعمل را چک کنید و در صورتی که محدودیت تعداد لغت وجود دارد بدانید تا چند لغت میتوانید در جای خالی بنویسید. و دوما سوالات را بخوانید، زیر کلمات کلیدی خط بکشید و بر اساس لغات قبل و بعد جای خالی حدس بزنید که به چه لغتی نیاز دارید. برای مثال عبارت زیر را در نظر بگیرید:

A … bag

در اینجا خیلی راحت می توانید حدس بزنید که در جای خالی به یک صفت نیاز است. این گونه اطلاعات موقع شنیدن خیلی به شما کمک میکند تا به پاسخ درست برسید و آن را در جای خالی بنویسید.

در صورتی که سوالات چند گزینه ایی هستند، در ابتدا سعی کنید صورت سوالات را بخوانید و زیر کلمات کلیدی خط بکشید و بعد در صورتی که وقت داشتید گزینه ها را هم نگاهی بیاندازید. در غیر این صورت، همزمان با شنیدن فایل صوتی گزینه ها را هم بخوانید و بر اساس اطلاعات داده شده به روش حذف گزینه های نادرست، به پاسخ برسید.

در پایان هر سکشن نیز به شما بین ۳۰ ثانیه تا یک دقیقه زمان داده می شود تا پاسخ ها را چک کنید. توصیه ای که من دارم این هست از این زمان برای خواندن سوالات بخش بعدی استفاده کنید چون اگر تمرکز و آمادگی لازم را موقع پاسخ به سوالات در سکشن مورد نظرداشته باشید، دیگر به این زمان برای چک کردن پاسخ ها نیازی نیست. این چک کردن را میتوانید در ده دقیقه ای که به شما برای وارد کردن پاسخ ها به پاسخ نامه داده می شود انجام دهید. اما این که در این چند ثانیه به خواندن سوالات بخش بعدی بپردازید، با تسلط و اطمینان خاطر بیشتری به شنیدن فایل سکشن جدید مشغول می شوید که قطعا همراه با عملکرد بهتری هم خواهد بود به خصوص با در نظر گرفتن این نکته که سکشن ها به لحاظ سطح سختی افزایشی هستند. همین طور خیالتان راحت است که میتوانید تمام سوالات سکشن جدید را کامل مطالعه کنید به خصوص که در سکشن های ۳ و ۴ سوالات چند گزینه ای نیز به شما داده می شود و به این صورت شما زمان کافی حتی برای خواندن گزینه ها هم دارید که بسیار به یافتن پاسخ درست موقع شنیدن فایل صوتی کمک می کند.

بر خلاف سه سکشن اول، در ابتدای سکشن ۴ یک دقیقه به شما زمان داده می شود تا کل ده سوال را بخوانید و بنابراین باید دقت کنید که که دیگر در میانه این بخش فرصت دیگری نخواهید داشت. سعی کنید تمام سوالات را بخوانید و پاسخ ها را به لحاظ part of speech حدس بزنید.

دقت داشته باشید که معمولا سوالات سکشن های اول و چهارم به صورت جای خالی هستند در قالب جمله، فرم و غیره و بنابراین برای این دو بخش محدودیت تعداد لغت وجود دارد. اما سکشن های دوم و سوم با انواع سوالات دیگر برخورد می کنید مثل سوالات چند گزینه ای.

دقت کنید پاسخی که شما وارد می کنید باید جمله را به لحاظ گرامری درست کامل بکند بنابراین به دقت به قبل و بعد جای خالی توجه کنید. همین طور به این که آیا کلمات باید کپیتالایز بشوند یا نه. تمام اسم ها و عناوین نیاز هست که با حروف بزرگ شروع شوند. همین طور اگر جای خالی در ابتدای جمله هست. اما کلمات معمولی و مواردی که در وسط جمله هستند نیازی به شروع با حروف بزرگ ندارند.

مورد بعدی این که دقت کنید که اسپل درست کلمات برای پاسخ درست ضروی است. بنابراین در صورتی که پاسخ را درست شنیده باشید اما کلمه به لحاظ املایی نادرست نوشته شود، یک نمره آن سوال ازدست می رود. یک نمونه از آزمون اخیر یکی از زبان آموزانم که باعث شد یک نمره به این دلیل از دست بدهد از این قرار بود. پاسخ یک سوال در سکشن چهارم، کلمه reservoir بوده و داوطلب آن را به درستی شنیده اما در مورد املای این کلمه شک داشته که آیا در انتها  e دارد یا خیر. نهایتا این حرف را در پایان کلمه اضافه میکند که خوب پاسخ غلط محسوب شده و به همین سادگی یک نمره از دست داده است. بنابراین توصیه اکید بنده این هست که از همان ابتدای مطالعه برای آزمون آیلتس روی املای کلمات کار کنید و دایم در حال نوشتن کلمات چالش برانگیز و در عین حال پر کاربرد باشید مثل government, accommodation . در واقع هیچ راه دیگری وجود ندارد. هر چند که لزوما همه کلماتی که ممکن است روز آزمون پاسخ سوال باشند، جزء کلمات پر کاربرد که زیاد ببنید و بشنوید نیستند مثل مثال بالا ولی تعداد این گونه موارد کم است.

مورد بعدی این است که باید تمرین کافی مشابه آزمون واقعی داشته باشید. توصیه می کنم از حدود دو ماه مانده به آزمون از کتاب ۱۱ کمبریج شروع کنید و تست لیسنینگ و ریدینگ را پشت هم و با در نظر گرفتن مدت زمان مشخص انجام دهید. به این صورت تا خود آزمون حداقل ۲۸ سری تست زده اید (تا کمبریج ۱۷ در حال حاضر) که آمادگی بسیار خوبی به شما می دهد.

نکته حیاتی دیگر این است که در صورتی که سوال یا سوالاتی را از دست دادید و در واقع نتوانستید پاسخ بدهید، سعی کنید آرامش خود را حفظ کنید و با استفاده از کلید واژه های صورت سوالات، فایل  صوتی را مجدد دنبال کنید تا بتوانید سوالات را در ادامه پاسخ بدهید. برای هر کسی ممکن است این اتفاق بیفتد که یک یا چند سوال را ازدست بدهد اما بدانید که اولا بقیه سوالات را ممکن است راحت تر جواب دهید و دوم این که حتی اگر تا ده پاسخ غلط هم داشته باشید باز نمره هفت را می توانید به دست بیاورید که سطح بسیار خوبی است و در واقع c1 محسوب می شود. بنابراین بعضی از سوالات قطعا برای خیلی از شرکت کنند گان چالشی بوده و احتمال پاسخ درست دادن به آن ها کم خواهد بود. یا اگر در یک سکشن نتوانستید خوب عمل کنید، سعی کنید آن را فراموش کنید و سکشن بعدی را با انرژی و به عنوان شروع تازه در نظر بگیرید چون اگر خوب عمل کنید پاسخ های غلط سکشن قبلی نیز جبران خواهد شد. پس حفظ آرامش و خونسری در این گونه موارد کلید عملکرد نهایی قابل قبول شما خواهد بود.

مورد بعدی این که سوالاتی را که نتوانستید به هر دلیل پاسخ دهید، در پایان در طی ده دقیقه زمانی که دارید حدس بزنید و بنویسید و بنباراین سوالی را بی پاسخ نگذارید. حدس تان باید بر اساس گرامر جمله و کلمات قبل و بعد جای خالی حساب شده باشد. و در صورتی که چند گزنه ای است با حذف گزینه هایی که کمتر احتمال درست بودنشان را می دهید، سعی کنید بهترین گزینه را انتخاب کنید. به این صورت شانس افزایش نمره تان را بالا میبرید.

به طور نرمال وارد کردن پاسخ ها در پاسخ نامه بین ۵ تا ۶ دقیقه بیشتر طول نمی کشد و بنابراین چند دقیقه اضافه برای چک مجدد دارید به خصوص برای سوالاتی که از دست دادید یا در پاسخ شان شک داشتید. سعی کنید از این وقت بهترین استفاده را بکنید.

در نظر داشته باشید که کلمات کلیدی که زیر آن ها خط کشیده اید و قرار است برای رسیدن به پاسخ درست کمک تان بکند را عینا در فایل در حال پخش نخواهید شنید بلکه مترادف و معادل آن ها را خواهید شنید. بنابراین موقع خواندن به این هم توجه کنید که مترادف این کلمات چه گزینه هایی می تواند باشد و به این صورت آمادگی ذهنی تان را بالا ببرید.

با توجه به این که سکشن های اول و دوم معمولا برای زبان آموزان راحت تر هست سعی کنید در این دو سکشن عملکرد بسیار خوبی داشته باشید و در واقع هدف گذاری تان به این صورت باشد که هر ده سوال سکشن های اول و دوم را درست بزنید. به این صورت هم با اعتماد به نفس بالاتری ادامه می دهید و هم در صورتی که غلط های بیشتری در دو سکشن دیگر داشته باشید، نمره شما خیلی تحت تاثیر قرار نخواهد گرفت و به احتمال زیاد باز هم بتوانید ۷ بگیرید.

سعی کنید از مدت ها قبل از آزمون هر روز input شنیداری داشته باشید. دوستانی که به خبر علاقه دارند اخبار BBC, CNN and ABC عالی هستند که به ترتیب گوش شما را با لهجه های بریتیش، امریکن و بریتیش استرالیایی آشنا می کند. حداقل ۱۵ دقیقه در طول روز توصیه می شود. انواع پادکست ها هم در موضوعات مختلف توصیه می شود. با این که ممکن است در فایل های صوتی لهجه های مختلف را بشنوید اما بدانید که همه چیز شفاف و روشن خواهد بود و به لحاظ سرعت آرام تر از متریال واقعی است و به همین دلیل است که فایل ها فقط یکبار پخش می شوند چون فایل های شنیداری به نوعی deliberate   و با هدف تست مهارت شنیداری شرکت کنندگان طراحی شده اند. پس نگرانی به این لحاظ نداشته باشید.

امید که تمام نکات بالا برای رسیدن به بند اسکور مورد نظرتان در بخش لیسنینگ آزمون آیلتس مفید واقع شود.

کلید موفقیت در بخش ریدینگ آزمون آیلتس

به مانند بخش شنیداری، در بخش ریدینگ نیز ضروری است که در ابتدا با انواع سوالات احتمالی آشنا بشوید و بدانید که هر نوع سوال چه ویژگی خاصی دارد، از چه استراترژی هایی برای پاسخ به آن ها باید استفاده کرد، و این که در پاسخ دادن به کدام نوع  سوال بیشترین مشکل یا ضعف را دارید تا بتوانید روی آن تمرین بیشتری انجام دهید. همه ی این موارد به شما کمک می کند تا با اطمینان خاطر و آگاهی کامل نسبت به همه نکات، روز آزمون این بخش را به بهترین نحو مدیریت کنید.

بخش ریدینگ برای دو ماجول آکادمیک به لحاظ نوع متون، دشواری و سطح سختی سوالات تا حدی متفاوت است اما به لحاظ نوع سوال و استراتژی ها و تکنیک های لازم تفاوتی بین آن ها وجود ندارد و بنابراین نکات این بخش برای هر دو قابل استفاده است. برای اطلاعات بیشتر در مورد تفاوت دقیق بخش ریدینگ در دو ماجول آکادمیک و جنرال ترینینگ  به مقاله “آشنایی با آزمون آیلتس” مراجعه کنید.

مشکل اصلی که شرکت کنندگان با بخش ریدینگ آزمون آیلتس دارند بحث محدودیت زمان و مدیریت آن است. تمام سوالات باید در طی ۶۰ دقیقه پاسخ داده شوند و پاسخ ها در طی همین مدت به پاسخ نامه وارد شوند. در واقع مثل بخش شنیداری آزمون آیلتس، زمان اضافه ای برای وارد کردن پاسخ ها در پاسخ نامه در نظر گرفته نمی شود و این کار را برای زبان آموزان تا حد زیادی سخت می کند چون این تست به نوعی تست سرعت عمل و دقت در کنار تست دانش زبانی است.

توصیه ی کلی که می شود این است که برای هر سکشن یا هر passage 20 دقیقه زمان تخصیص دهید که در همین مدت نیز باید پاسخ سوالات را در پاسخ نامه نیز بنویسید. حال نکته ای که وجود دارد این است که در هر بخش ممکن است یک یا چند سوال دشوارتر از سوالات دیگر باشد و بنابراین یافتن پاسخ این گونه سوالات سخت تر باشد. تقریبا اکثر شرکت کنندگان اصرار به پاسخ دادن به همه سوالات دارند و بنابراین مجبور می شوند که زمان بیشتری برای این گونه سوالات صرف کنند و در ننتیجه زمان طلایی که باید به متون دیگر اختصاص داده شود، از دست می رود. این مهم را در نظر بگیرید که قرار نیست همه بند اسکور ۸ یا ۹ را دریافت کنند.  با وقت بیش از اندازه گذاشتن سر یک یا چند سوال چالشی و دشوار نباید شانس کسب نمره ۷ را از خودتان بگیرید که نمره بسیار خوبی محسوب می شود و در سطح C1 است. بنابراین توصیه من این است که در این گونه موارد، این سوالات را مارک کنید و در انتها به آن ها برگردید و حتی اگر باز پاسخ را نیافتید بر اساس بهترین حدس تان سوال را پاسخ دهید و وارد پاسخنامه کنید. در این صورت شما میتوانید زمان کافی برای متون و یا سکشن های دیگر بگذارید که باز در هر بخش خیلی از سوالات را می توانید با سرعت عمل خوبی و به درستی پاسخ دهید. اگر به این صورت عمل کنید و بیش از اندازه سر سوالات چالشی وقت با ارزش را از دست ندهید قطعا در پایان چند دقیقه وقت اضافه خواهید داشت که می توانید به سوالات مارک شده برگردید و بهترین گزینه را انتخاب یا پاسخ را بیابید.

مورد بعدی این که با توجه به محدودیت زمان، توصیه ای که بنده براتون دارم این است که سوالاتی که در پاسخ به آن ها باید کلمه یا کلماتی را بنویسید، بعد از یافتن پاسخ مستقیم در پاسخنامه وارد کنید چون یک دور نوشتن آن ها در دفترچه سوالات و یک دور وارد کردن آن ها در پاسخنامه وقت زیادی خواهد گرفت. منتها باید دقت خیلی زیادی داشته باشید که دقیقا مقابل شماره سوال مورد نظر پاسخ را بنویسید تا به این لحاظ اشتباهی صورت نگیرد. همین طور محدودیت تعداد لغات را چک کنید، به علاوه این که به گرامر جمله نیز باید همیشه دقت کنید چون معمولا در یافتن پاسخ به شما کمک زیادی می کند. اما سوالات دیگر مثل چند گزینه ای یا True, False, Not Given and Yes, No, Not Given  را بهتر است در ابتدا به همه در دفترچه پاسخ بدهید و بعد پاسخ ها را  با هم وارد  پاسخنامه کنید.

نکته ی بعدی این که در پایان هر passage یا سکشن و بعد از یافتن پاسخ ها، همان موقع پاسخ ها را وارد پاسخ نامه کنید و بعد به سراغ متن بعدی یا سکشن بعدی بروید. تجربه تلخ یکی از دوستان این بود که بعد از این که تمام ۴۰ سوال را در دفترچه پاسخ داده بودند شروع به وارد کردن آن ها در پاسخنامه کردند اما بعد از این که فقط نصف پاسخ ها را نوشته بودند، زمان به پایان رسیده و به این صورت نمره بسیار پایینی در بخش ریدینگ گرفتند. بنابراین باید سعی کنیم از این گونه اتفاقات جلوگیری کنیم.

مورد بعدی این که در سوالات پاسخ کوتاه یا sentence completion و در کل هر گونه سوالی که در پاسخ نیاز به یافتن و نوشتن کلمه یا کلماتی هستیم باید این نکته را در نظر بگیریم که جواب عینا در متن وجود دارد و به هیچ وجه نیاز به تغییر آن یا نوشتن مترادف نیست. در این مورد برای مثال  باید به خصوص به کلماتی که “s” جمع دارند دقت کنیم، چون باید به همین صورت بنویسیم و حذف و اضافه ایی از خودمان نداشته باشیم. البته که توجه به ساختار و گرامر جمله دقیقا برای چک کردن همین موارد است.

تکنیک هایی که به ما اجازه میدهد مدیریت زمان داشته باشیم و بتوانیم به همه سوالات پاسخ دهیم، تکنیک های اسکن و اسکیم کردن است که به خصوص برای انواع سوالات completion به ما کمک میکند. اسکن کردن به این معنی است که براساس کلمات کلیدی داده شده در صورت سوال، به دنبال محل (location) یافتن پاسخ در متن بگردیدم و اسکیم کردن به معنی خواندن سریع متن است به گونه ایی که gist یا ایده ی اصلی را متوجه شویم.

واما در ارتباط با این که آیا در ابتدا متن را بخوانیم یا با خواندن سوالات شروع کنیم، ممکن است توصیه ها و نظرهای متفاوتی را شنیده باشید و بنابراین کمی گیج شده باشید. اساتید و کتب زیادی تاکید می کنند که در ابتدا جملات اول و پایانی هر پاراگراف را اسکیم کنید تا با موضوع و پوینت های اصلی هر پاراگراف آشنا شوید (در طی سه دقیقه) و سپس به سراغ سوالات بروید و کلمات کلیدی را مشخص کنید و بعد برگردید به متن و سعی کنید هر سوال را در یک دقیقه پاسخ دهید. در مقابل، منابع دیگر اصرار دارند که با خواندن سوالات شروع کنید و زیر کلمات کلیدی خط بکشید چون به شما اطلاعات لازم را برای جست و جوی پاسخ در متن می دهد و سپس به سراغ متن بروید و سعی کنید از طریق اسکن کردن جای مورد نظر را پیدا کنید، با اسکیم کردن مطمان شوید که محل یافتن پاسخ درست است و بعد با خواندن دقیق و عمیق بخش تعیین شده پاسخ را بیابید. از نظر بنده، این مورد تا حد زیادی به استایل شخصی زبان آموزان برمیگردد. هر دو می تواند خوب و کاربردی باشد. باید ببینید شما با کدام استایل بهترین عملکرد را دارید و میتوانید با سرعت عمل مناسبی به بیشترین تعداد سوالات پاسخ دهید.

موقع خواندن سوالات در نظر داشته باشید که عبارات و کلمات کلیدی بازنویسی و معادل آنچه است که در متن آمده است و بنابراین قرار نیست در صورت سوالات از عین کلمات متن استفاده بکنند. در اینجا اهمیت داشتن دانش واژگانی و گرامری روشن می شود چون هر چقدر سطح  زبانی بهتری داشته باشید ، راحت تر و بهتر متن را متوجه می شوید و می توانید پاسخ را پیدا کنید.

نکته ی بعدی این که پاسخ بسیاری از سوالات بخش ریدینگ آزمون آیلتس به ترتیب در متن یافت می شود و این نکته بسیار حائز اهمیت است چون لازم نیست هر بار از ابتدای متن اسکن و اسکیم کنید بلکه هر کجا پاسخ یک سوال را پیدا کردید، متن را برای یافتن پاسخ سوالات بعدی ادامه بدهید. تمام انواع سوالات completion که در پاسخ یا باید کلمه یا کلماتی را بنویسید یا کلمات را از بین گزینه های موجود انتخاب کنید از این دست می باشند. همین طور سوالات True, False, Not Given and Yes, No, Not Given. اما سوالات matching به این صورت نیستند که البته باز هم نکات کمک کننده ای برای این نوع سوالات وجود دارد. برای مثال در سوالاتی که باید جمله را با یک محقق یا نام یک فرد تطبیق دهید، لیست نام افراد به ترتیبی که در متن به آن ها اشاره شده به شما داده می شود. بنابراین میتوانید اولین نام را پیدا کنید، متن مربوط به این فرد را به دقت مطالعه بکنید و بعد از بین گزینه ها statement مورد نظر را پیدا کنید که در واقع پاسخ شماست. و بعد متن را ادامه بدهید برای نام فرد بعدی و به همین صورت جلو بروید. در مچ کردن هدینگ برای هر پاراگراف، باید بعد از خواندن هر پاراگراف و براساس main idea آن پاراگراف یک گزینه را انتخاب کنید.  درسوالات چند گزینه ای نیز در بسیاری از موارد به شما آدرس مورد نظر را برای یافتن پاسخ می دهد، مثل این که هدف نویسنده از بیان یک مطلب در پاراگراف سوم چه بوده است؟

نکته ی پایانی این که هیچ سوالی را بی پاسخ نگذارید حتی اگر نتوانستید پاسخ را پیدا کنید یا وقت کافی برای یافتن پاسخ نداشتید، بهترین پاسخ ممکن به نظر خودتان را حدس زده و در پاسخنامه وارد کنید.

امید که تمام نکات بالا برای رسیدن به بند اسکور مورد نظرتان در بخش ریدینگ آزمون آیلتس مفید واقع شود.

کلید موفقیت در بخش رایتینگ آزمون آیلتس

به گواهی اکثر داوطلبان آزمون آیلتس، چالشی ترین و سخت ترین بخش آزمون آیلتس، بخش رایتینگ است. در آزمون رایتینگ، داوطلب باید در طول ۶۰ دقیقه دو رایتینگ بنویسد. تسک اول برای دو ماجول آکادمیک (report) و جنرال ترینینگ (letter)  متفاوت است اما تسک دوم برای هر دو یکسان است (essay). با توجه به این که سهم تسک دوم در نمره کل رایتینگ دو برابر سهم تسک اول است، توصیه می شود که از ۶۰ دقیقه، ۴۰ دقیقه به تسک دوم و ۲۰ دقیقه به تسک اول اختصاص دهید. تسک اول حداقل باید ۱۵۰ لغت باشد و تسک دوم ۲۵۰ لغت و این به این معنی است که کمتراز این تعداد نوشتن، باعث کسر نمره می شود. بسیاری از داوطلبان سوالی که دارند این است که حداکثر چه تعداد لغت می توان نوشت. در پاسخ به این سوال، توصیه بنده این هست که برای تسک اول تا ۲۰۰ لغت و برای تسک دوم یا همان essay تا ۳۰۰ لغت مناسب است، درواقع این تعدادی است که برای هر دو تسک به ما اجازه میدهد تا رایتینگ منسجم، مرتبط و کاملی بنویسیم.

این که کدام تسک را در روز آزمون در ابتدا بنویسیم و کدام را دوم کاملا بسته به خود شما است. خیلی از شرکت کنندگان ترجیح می دهند تا با توجه به اهمیت دو برابری تسک دوم نسبت به تسک اول در ابتدا essay را بنویسند و باقی مانده زمان را به نوشتن report letter/ اختصاص دهند. مهم این است که زمان را مدیریت کنید و بتوانید هر دو رایتینگ را طی دقیقا یک ساعت تمام کنید.

هر دو متن به لحاظ ۴ معیار بررسی و نمره گذاری می شوند:

Task achievement/response

Coherence and cohesion

Lexical resources

Grammatical range and accuracy

 به هر کدام ازموارد بالا نمره ای از یک تا نه داده می شوند و سپس نمره میانگین این ۴ عدد به دست می آید. برای نمره اورال رایتینگ، نمره تسک دوم در دو ضرب می شود و با نمره تسک اول جمع می شود و عدد به دست امده تقسیم بر ۳ می شود (نمره نهایی به سمت پایین گرد می شود). نکته ی مهم در این سیستم نمره دهی این است که نمره رایتینگ به مانند نمره اسپیکینگ به سمت پایین گرد می شود. نکته بعدی این که هر چهارمعیار بالا سهم یکسانی در نمره کل دارند و بنابراین نیاز است که زمان یادگیری و تمرین، به بهبود هر چهار معیار توجه کرد.

تسک دوم رایتینگ آزمون آیلتس

نکته ی بسیار مهمی که موقع نوشتن essay باید به آن دقت کنیم این است که نوشتن essay یک پروسه ی سه مرحله ای است و برای گرفتن نمره رضایت بخش هر سه مرحله را باید در روز آزمون انجام دهیم در غیر این صورت نمره قابل قبولی نخواهیم گرفت.  مرحله اول planning نام دارد در این مرحله باید صورت سوال را به دقت مطالعه کنیم. گاهی نیاز است که چندین بار آن را بخوانیم تا مطمان شویم که آن را درست فهمیدیم. و سپس به خود سوال باید توجه کرد و این که باید در واقع چه چیزی را در متن پاسخ کنیم. درهمین مرحله پاسخ مناسب و منطقی را طراحی و مشخص می کنیم که ارگانیزیشن متن به چه صورت باید باشد (در هر پاراگرف قرار است چه مطلبی را بگنجانیم و ارتباط بین body paragraphs به چه صورت است. آیا ویو پوینت های متفاوتی در این دو ارائه می شود یا این که بادی دوم به اولی مطلب اضافه می کند). این مرحله ممکن است تا ۵ دقیقه زمان نیاز داشته باشید. اما وقتی نقشه راه مشخص باشد، خود متن را میتوان طی نهایتا ۳۰ دقیقه نوشت که مرحله دوم کار ما است. و اما مرحله سوم که به اندازه دو مرحله قبل مهم است proofreading و چک گرامری است که بین ۳ تا ۵ دقیقه زمان نیاز دارد. حتی افرادی که سطح زبانی خوبی دارند و در کل خوب می نویسند هم ممکن است موقع نوشتن اشتباهات رایجی در ارتباط با prepositions, articles, subject-verb agreement, tense داشته باشند به همین دلیل حتما باید چک زبانی به لحاظ موارد بالا و سایر موارد انجام شود. در واقع یکی از علت هایی که داوطلبان در نمره ۶٫۵ در جا میزنند این است که این مرحله را اسکیپ میکنند حال یا به این دلیل که زمان کافی ندارند و نمیتوانند زمان را مدیریت کنند و یا این که اهمیت این چک کردن را نمی دانند. در واقع هر چقدر هم ما سوال را درست و کامل و دقیق جواب داده باشیم در صورتی که غلط های گرامری زیادی داشته باشیم هیچ موقع نمی توانیم به نمره ۷ برسیم. در یکی دو نمونه از سمپل های ارائه شده در کتاب تست کمبریج ۱۷ در پایان کتاب، کامنتی که اگزمینر داده است دقیقا به این نکته اشاره میکند که با این که متن خوب نوشته شده است (به لحاظ دو معیار اول)، این تعداد غلط زبانی اجازه کسب نمره ۷ را نمی دهد. بنابراین در تمرینات لازم است به این مهارت دست پیدا کنیم که طی ۴۰ دقیقه هر سه مرحله را به بهترین نحو ممکن انجام دهیم. در این صورت، در روز آزمون قادر خواهیم بود یک رایتینگ منسجم و کامل بنویسیم.

نکته ی مهم دیگر موقع نوشتن essay مثال زدن است. توصیه می شود در هر دو بادی، ایده اصلی را با یک مثال همراه کنید. و اما یکی از پر تکرارترین اشتباهات زبان آموزان نوع مثالی است که انتخاب میکنند. برخی از تجارب شخصی و زندگی خانوادگی خود مثال می زنند. طبق تجربه ی بنده این نوع مثال زدن مناسب essay  که یک متن فرمال است، نیست. همین طور برخی به یک تحقیق ساختگی می پردازند و آن را با کلی آمار و ارقام باز هم ساختگی همراه می کنند. از این نوع مثال زدن هم باید پرهیز کنید و اما چه طور باید مثال بزنیم.  برای مثال زدن باید از دانش عمومی خود استفاده کنید. به پاراگراف زیر دقت کنید:

The main drawback of the trend towards online university courses is that there is less direct interaction. Students may not have the opportunity to engage face-to-face with their teachers, and will instead have to rely on written forms of communication. Similarly, students who study online do not come into direct contact with each other, and this could have a negative impact on peer support, discussion and exchange of ideas. For example, whereas students on traditional courses can attend seminars and even discuss their subjects over coffee after lessons, online learners are restricted to chatting through website forum areas. These learners may also lack the motivation and element of competition that face-to-face group work brings.

همان طور که از تاپیک سنتنس این بادی مشخص است، ایده اصلی این بادی پاراگراف این است که بزرگترین نکته ی منفی کورس های آنلاین عدم وجود ارتباط حضوری و مستقیم دانشجویان است. جمله سوم که یک supporting sentence است به این می پردازد که نداشتن ارتباط مستقیم، در تبادل ایده ها و داشتن بحث بعد از کلاس نیز تاثیر گذار است. جمله ی بعدی که با for example شروع می شود دقیقا مثال برای همین نکته است. بنابراین این مثال هم کاملا مرتبط با جمله قبل است و به طور خاص پوینت قبلی را ساپورت می کند و هم یک مثال از دانش عمومی ما است که درست و منطقی است و تقریبا این نکته بر همه آشکار است.

برای روشن شدن چگونگی مثال زدن و نوع مثال، به نمونه ی دیگری می پردازم:

There are three key reasons why economic growth is seen as a fundamental goal for countries. Firstly, a healthy economy results in job creation, a high level of employment, and better salaries for all citizens. Secondly, economic progress ensures that more money is available for governments to spend on infrastructure and public services. For example, a government with higher revenues can invest in the country’s transport network, its education system and its hospitals. Finally, a strong economy can help a country’s standing on the global stage, in terms of its political influence and trading power.

پاراگراف بالا به دلایل اهمیت رشد اقتصادی به عنوان هدف اصلی دولت ها می پردازد. و به این منظور سه دلیل اصلی ارائه می کند که با کانکتورهای firstly, secondly and finally به صورت منظم نوشته شده اند. در این گونه مواقع که به چند دلیل یا چند مزیت یک مساله ایی می پردازیم نیاز نیست هر دو یا سه مورد را با مثال همراه کنیم بلکه مثال زدن برای یکی از آن ها کافی است. در اینجا نکته ی دوم با مثال همراه شده است. دلیل دوم برای اهمیت رشد اقتصادی این است که به دولت ها اجازه می دهد تا بتوانند فاند لازم را برای زیر ساخت های جامعه و خدمات عمومی صرف کنند. در جمله بعد به برخی از این خدمات عمومی و زیر ساخت ها اشاره میکند. بنابراین مثال اولا باید دقیقا پوینت قبلی را specifically روشن و ساپورت کند و دوما بر اساس دانش عمومی از نکته ایی که تقریبا بر همگان روشن است برای مثال زدن استفاده کنیم.

یک نکته ی دیگر که باعث سردرگمی خیلی از داوطلبان شده است وجود انبوه منابع، سایت ها و اساتید متعددی است که همه نیزادعا می کنند که با دنبال کردن توصیه های آن ها نمره ۷ پلاس قابل دست یابی است و خوب بعضا توصیه های آن ها در تعارض با هم قرار دارد و به همین دلیل دوستانی که دائم دنبال منابع جدید و متعدد هستند سردرگم و در کلیات و جزییات نحوه نوشتن essay دچار شک و تردید هستند. حال توصیه ای که من برای شما دوستان دارم این است که اولا دائم از یک منبع به منبع دیگر مراجعه نکنید. هیچ منبعی معتبرتر از کتاب های منتشر شده توسط انتشارات معتبر از جمله کمبریج نیستند. به سایت های مختلف که ادعای ارائه ی نکات و سمپل های قوی می کنند نیز نباید لزوما اعتماد کرد. چه صاحبان سایت ها و چه اساتید را بر اساس نمره کسب شده خودشان در آزمون آیلتس بسنجید و به آن ها اعتماد کنید. به صرف این که کسی ادعا می کند قبلا اگزمینر بوده و یا استاد آیلتس است نباید اعتماد کرد. کسی که خودش تا به الان آزمون آیلتس نداده حتی اگر سال ها تدریس هم کرده باشد نمیتواند راهنمای خوبی برای شما باشد. بنابراین source ایی که استفاده می کنید بسیار مهم است. سعی کنید بر اساس نکات بالا انتخاب درستی داشته باشید.

منابع اصلی آیلتس منتشر شده توسط انتشارات کمبریج هیچ موقع دسته بندی مشخصی به عنوان انواع سوالات آیلتس و این که برای هر نوع باید به چه صورت پاسخ داد، ارائه نمی دهند بلکه راهنمایی های کلی که برای پاسخ دهی به انواع سوالات است ارائه می دهند. بنابراین تمام سایت ها و منابع و اساتیدی که چهارچوب های کاملا مشخص، دقیق و سفت و سخت ارائه میدهند، در واقع به نوعی خود آن را طراحی کرده اند و به عنوان روش درست آموزش می دهند. و به گونه ای برآموزش های خود توصیه و تاکید میکنند مبنی براین که کوچکترین تخطی از چهارچوب و ساختار پیشنهادی باعث کسر نمره می شود. در حالی که طبق منابع معتبر می بایست در ابتدا صورت سوال ها را به دقت بخوانید و بعد دقیقا در مورد همان چیزی که سوال شده بنویسید. حال این که اگر نظر شما را خواسته آن  را در ابتدا ارائه بدهید و یا در انتها در صورتی که essay  قوی و به همراه دلایل و جزییات مناسب نوشته باشید زیاد فرقی نمیکند به طور مشخص پوزیشن را در ابتدا بنویسید و یا در انتها بلکه شما باید کل متن را به گونه ای بنویسید که در راستای نظر شما باشد و در واقع پوزیشن شما در آن مشهود باشد. بر همین اساس، منابعی که اصرار بر نوشتن مستقیم پوزیشن در ابتدا و یا در انتها دارند، راهنمایی نادرستی میدهند و نوشتن زبان آموزان را دائم با محدودیت های بیشتر تری همراه می کنند.

به عنوان مثال بعدی توصیه می شود که موقع نوشتنopinion essay  از one-sided argument پرهیز کنید و به جای آن سعی شود که یک مسئله از ابعاد مختلف مورد بررسی قرار بگیرد. برای مثال وقتی صورت سوال این نکته را مطرح میکند که تنها راه حل مبارزه با جرایم زندانی کردن افراد است، و از شما میخواهد که میزان موافقت تان را بیان و ساپورت کنید، در صورتی که شما موافقت کامل داشته باشید و دو دلیل اصلی برای موثر بودن زندانی کردن مجرمان در کاهش نرخ جرم و جرایم بیاورید essay شما یک طرفه یا همان one-sided محسوب می شود و بنابراین بهتر است به موراد و راه حل های دیگری نیز که میتواند تاثیر در کاهش جرم داشته باشید اشاره و توضیح بدهید. حال این که اساتید و منابع مختلف اصرار و تاکید کنند که این نکته را حتما در بادی اول بیاورید و یا بادی دوم  یا یک بادی سوم داشته باشید، این محدود کردن رایتینگ شماست. این شما هستید که زمان planning باید تصمیم بگیرید به چه صورت essay را بنویسید که از نظم منطقی برخوردار باشد. بنابراین بر خلاف آنچه خیلی از منابع غیر استاندارد و پر ادعا که بعضا بسیار معروف هم هستند، ساختار و چهارچوب خاص برای نوشتن آموزش می دهند و حتی اصرار دارند که از عبارات و لغات خاصی استفاده کنید، ممتحن  برگه ی شما رو بدون این ساختارها و چهارچوب بندی ها و بر اساس پاسخ شما به سوال داده شده، این که تا حد essay شما مرتبط است، سوال را پاسخ داده، منطقی و با نظم مشخص ارائه شده، خوب ساپورت شده و منسجم است تصحیح و  به شما نمره می دهد.

توصیه می کنم حتما کتاب the key to IELTS Success نوشته Pauline Cullen را مطالعه کنید، به خصوص بخش رایتینگ آن، پیش فرض های غلطی که زبان آموزان دارند را بررسی میکند.

در مورد لغت باید سعی کنید از لغات فرمال به همراه کالوکیشن درست استفاده کنید. همین طور باید topic vocabulary قوی داشته باشید. هیچ کدام از این ها لزوما به معنای نوشتن و استفاده از کلمات بسیار خاص و کلماتی که ما بعضا در تست GRE می بینیم نیست بلکه لغات و عبارات مناسب و رایجی که برای موضوع داده شده در متون آکادمیک استفاده می شوند. برای مثال در موضوع crime عبارات زیر topic vocabulary محسوب می شوند که در صورت استفاده درست و بجا در جمله میتوانند نمره بالایی برای شما به همراه داشته باشند.

Crime rate/criminal act/ illegal behavior/ punishment/ imprisonment/ life sentence/ crime prevention/ juvenile delinquency

در مورد گرامر توصیه ی اصلی من به شما این است که از ترکیب منطقی از جملات ساده و کامپلکس استفاده بکنید. در عین حال جملات به لحاظ length باید منطقی باشند. جملات بیش از اندازه طولانی حاوی چندین کلاز فقط خواننده را گیج می کنند. معمولا جملات ابتدایی بادی ها جملاتی ساده ایی هستند و برای جملات بعدی میتوان از انواع جملات کامپلکس شامل

Conditional sentences/ double comparative/ sentences containing subordinate clauses/ relative clauses

استفاده کرد. اما چیزی که مهم است این است که هدف اصلی باید بیان روشن مطالب باشد و لینک درست بین مطالب و نه اصرار بر استفاده از یکسری ساختارها به صرف این که آن ها ساختارهای advanced محسوب می شوند چون در غیر این صورت انتقال مطلب دچار مشکل می شود و متن سلیسی و روانی خود را از دست می دهد. بنابراین توصیه های غیر استانداردی چون استفاده از تعداد مشخصی از جملات کامپلکس، استفاده از جملات بسیار طولانی، تاکید بر استفاده از ساختارهای خاص فقط باعث ضعیف شدن متن شما می شود. به عنوان مثال میتوانید دو پاراگرافی که در بالا برای نشان دادن نحوه درست مثال زدن آورده شد را این بار به لحاظ لغت و گرامر بررسی کنید. لغات و عبارات مرتبط با موضوع رو هایلایت کنید و همین طور تعداد جملات را بشمارید و ببینید چند جمله ساده و چند جمله کامپلکس وجود دارد. همان طور که خواهید دید نه از کلمات عجیب و غریب استفاده شده و نه از جملات طولانی و گیج کننده ایی که فقط با هدف استفاده از ساختار خاصی نوشته شده باشد بلکه هدف اصلی انتقال سلیس و روشن مطلب  بوده و در کنار آن سعی شده از لغات و عبارات موضوعی و ساختاره های مناسب استفاده شود که نتیجه آن نمره بالا در هر چهار معیار و نهایتا بند اسکور ۷ پلاس در نمره رایتینگ خواهد بود.

تسک اول رایتینگ آزمون آیلتس

برای تسک اول نیز چه report و چه letter سه گامی که برای تسک دوم توضیح داده شد را اکیدا توصیه میکنم. برای ریپورت بین ۲ تا سه دقیقه زمان بگذارید تا در ابتدا توضیحی که برای تصویر (جدول، چارت، دیاگرام، نقشه) داده شده است را به دقت مطالعه کنید و سپس چارت یا گراف داده شده را خوب آنالیز کنید. نکات مهم و شاخص یا الگوهای منظم را تشخیص دهید. در واقع این ها نکاتی هستند که برای نوشتن overview استفاده می کنید و همین طور به شما کمک می کنند که یک دسته بندی منظم و منطقی ارائه دهید. و بنابراین در همین مرحله ی اول باید تصمیم بگیرید که داده ها را به چه صورت و بر اساس چه نظمی گروه بندی می کنید. مرحله دوم، نوشتن ریپورت است که باید طی نهایتا ۱۵ دقیقا انجام شود و دو دقیقه پایانی را برای چک کردن زبانی متن اختصاص دهید. به این صورت طی ۲۰ دقیقه می توانید یک ریپورت دقیق، منظم و استاندارد بنویسید. برای لتر هم در مرحله اول توضیحی که در مورد situation به شما داده شده را به دقت مطالعه کنید و همین طور تمام نکاتی که باید در نامه کاور کنید. این نکات در قالب بولت پوینت به شما داده می شود. درهمین مرحله اول باید تصمیم بگیرید که اولا استایل نامه رسمی/فرمال یا غیر رسمی/غیر فرمال است و همین طور پاراگراف بندی به چه صورت خواهد بود و از چه ایده هایی برای پرداختن به هر بولت پوینت قرار است استفاده کنید. اگر این مرحله planning خوب صورت بگیرد. بین ۱۲ تا ۱۵ دقیقه زمان برای نوشتن بر اساس نوت تهیه شده نیاز دارید و چند دقیقه پایانی را نیز میتوانید برای proofreading و ویرایش زبانی اختصاص دهید.

نکات بسیار مهم در نوشتن ریپورت

در اولین پاراگراف، statement داده شده را که در واقع توضیح گراف یا چارت است بازنویسی کنید. بسیار مهم است که تا جای ممکن از کلمات جایگزین مناسب استفاده کنید. به هیچ وجه عین جمله داده شده را کپی نکنید.

یک ریپورت باید overview داشته باشید که میتواند به عنوان پاراگراف دوم و یا پاراگراف پایانی بیاید اما در هر صورت حتما ضروری است که این پاراگراف را بنویسید چون در غیر این صورت معیار اول یعنی task achievement بیشتراز ۵ نخواهد گرفت. Overview در واقع همان خلاصه نکات بسیار مهم گراف، جدول و یا چارت داده شده است بدون این که به عدد و رقم اشاره شود. همان طور که در بالا توضیح داده شد، تشخیص این الگوها و نکات برجسته از مواردی است که توصیه می شود در همان مرحله اول انجام شود. مثلا این که نرخ جرایم در طی دوره داده شده دائم در حال افزایش بوده، این جمله در واقع ترند مشاهده شده است. اگر ریپورت را بعد از essay مینویسید و بنابراین در ۲۰ دقیقه پایانی انجام میدهید و نگران هستید که مبادا در پایان زمان برای نوشتن چند جمله پایانی ریپورت کم داشته باشید، حتما overview را بعد از introduction بنویسید. دقت کنید که ما در ریپورت چیزی به اسم conclusion نداریم.

ریپورت یک متن آکادمیک محسوب می شود. بنابراین از written/formal language نیاز است که استفاده شود. بر این اساس، عباراتی چون we can see that, I can see that, in my opinion در متن ریپورت خود استفاده نکنید.

به لحاظ لغت نیز سعی کنید تنوع لازم را داشته باشید برای مثال اگر میخواهید افزایش را گزارش کنید میتوانید از تمام گزینه های زیر به صورت interchangeably استفاده کنید:

Increase (n,v), rise (n, v), grow (v), growth (n), go up,

و حال برای این که این افزایش را نشان دهید بسته به این که از فرم اسمی یا فعلی کلمات استفاده می کنید میتوان از صفات و قیدهای زیر استفاده کرد:

Gradual (adj), gradually (adv)/ significant (adj), significantly(adv)/ constant (adj), constantly (adv)

 نیازی به توضیح نیست که استفاده از ترکیب اسمی و فعلی گزینه های بالا، تنوع ساختاری لازم را به ریپورت ما می دهد. اما  برخی کلمات خاص گراف یا چارت یا دیاگرام داده شده ممکن است لزوما جایگزین خاصی نداشته باشد که در این صورت می توانید از همان کلمات استفاده کنید منتها میتوانید در ساختار جملات تنوع لازم را داشته باشید. به دو مثال زیر و ساختار متفاوت آن ها دقت کنید:

There was a constant increase in the crime rate between 1950 and 2020.

The crime rate constantly increased between 1950 and 2020.

همان طور که ملاحظه میکنید عبارت crime rate تغییری نکرده اما این دو جمله با دو ساختار متفاوت نوشته شده که هر دو کاملا درست هستند. به این صورت شما میتوانید تنوع زبانی لازم را در ریپورت خود داشته باشید.

به غیر از نقشه و پروسه، در سایر گراف و چارت ها برای نوشتن ریپورت باید از یک واحد استفاده کنید که در statement داده شده و یا در کنار چارت/گراف/جدول نوشته شده است. مطمان شوید که واحد را درست خوانده اید و آن را به صورت درست و دقیق موقع گزارش استفاده می کنید. این در واقع یکی از رایج ترین اشتباهاتی است که به دلیل عجله در نوشتن و بی دقتی باعث ضعیف شدن ریپورت می شود؛ بعضا شرکت کنندگان  یا واحد را اشتباه نوشته و گزارش می کنند و یا اعداد را جابجا می نویسند به خصوص وقتی که اعداد زیادی در گراف/چارت/چدول وجود دارد. این نکته ما را به توصیه بعدی می رساند.

گزارش کردن به این معنی نیست که تمام اعداد و ارقام داده شود باید گزارش شود بلکه باید main features  را گزارش کنیم به این معنی که اعدادی که اهمیت دارند و تغییر خاصی را نشان می دهند چون قطعا نه زمان کافی برای گزارش همه اعداد است و نه با وجود اعداد گیج کننده ریپورت خوبی در پایان خواهیم داشت. فرض کنید یک line graph به شما داده شده که معمولا برای گزارش تعییرات در طول زمان است. در این گراف نرخ جرم و جرایم در یک دوره ۲۰ ساله به شما داده شده است. موقع گزارش می بینید یک دوره ۶ ساله تقریبا روی یک عدد ثابت مانده با تغییرات و بالا و پایین های بسیار کمی، خوب در اینجا قطعا کار اشتباهی است اگر بخواهید به مانند بقیه دوره تک تک سال ها و نرخ جرایم در آن ها را گزارش کنید. بلکه باید به این صورت گزارش کنید که از سال فلان تا فلان نرخ مورد نظر با کمی fluctuations روی یک عددی تقریبا ثابت بوده است.

نکته ی بعدی این که موقع ریپورت کردن اعداد باید بسیار دقیق عمل کرد. گاهی این اعداد و ارقام در یک جدول به شما داده می شود بنابراین شما اعداد دقیق را دارید و میتوانید عینا از آن ها استفاده کنید اما گاهی به خصوص در line graph and bar chart عدد مشخص را به شما نداده بلکه شما با چشم با وصل کردن اعداد به محور افقی و عمودی اعداد را چک  میکنید. طبیعی است به این صورت ما نمیتوانیم از یک عدد مشخص و دقیق استفاده بکنیم به همین دلیلی باید از کلماتی چون موارد زیر برای افزایش دقت ریپورت استفاده کنیم:

Almost, about, just over, well under, approximately,

وقتی به شما نقشه یا layout یک مکانی داده می شود معمولا به این صورت است که دو نقشه در دو سال مختلف به شما داده می شود تا آن ها را با هم مقایسه کنید. نکته بسیار حایز اهمیت در این جا این است که بر اساس سال داده شده برای هر نقشه باید tense or tenses که نیاز است استفاده کنید را در همان ابتدا مشخص کنید و در استفاده از آن ها consistency داشته باشید. برای مثال اگر نقشه یا پلن اول مربوط به سال ۱۹۸۰ است و دومی برای ۲۰۲۳ موقع گزارش اولی باید از زمان گذشته سادهsimple past/  استفاده کنید و برای دومی از حال ساده simple present or present perfect. ممکن است دومین پلن، برنامه ریزی برای آینده مکان مورد نظر باشد که در این صورت باید از زمان آینده/  future استفاده کنید. این مورد نیز جز اشتباهات رایج زبان آموزان موقع گزارش map/plan است. همین طور اشتباهات زیادی در ارتباط با حروف اضافه مربوط به location اتفاق می افتد که خوب لازم است language of location را از قبل مطالعه کنید و بدانید برای گزارش کردن مکان و آدرس در متن فرمال به چه صورت باید عمل کنید.

زبان آموزان معمولا مشکل زیادی با گزارش پروسه یا فرایند ندارند. مهم است که به تعداد مراحل اشاره بکنید و همین طور تمام مراحل را به ترتیب گزارش کنید. دقت کنید که برعکس چارت/گراف/جدول در اینجا تمامی مراحل گزارش می شود. سعی کنید ازعین عبارت داده شده در دیاگرام استفاده نکنید و آن ها را به نوعی تغییر دهید برای مثال اگر فرمت اسمی کلمات را به شما داده از فرم فعلی آن ها در جمله استفاده کنید برای مثال production (n), produce (v). نکته مهم بعدی در گزارش پروسه، استفاده از simple present و passive voice  است. خیلی به ندرت ممکن است نیاز باشد از جمله active استفاده کنیم چون کننده ی کار (مرحله/گام) اهمیتی ندارد.

نکات مهم در نوشتن لتر یا نامه

همان طور که گفته شد بسیار مهم است که استایل درست نامه را از همان ابتدا تشخیص دهید و بعد تمام نکات زبانی و tone و .. را در این زمینه در کل لتر رعایت کنید و به عبارت دیگر consistency داشته باشید. یکی از اشتباهات رایج زبان آموزان این است که به ظاهر استایل را درست تشخیص می دهند و شروع درستی دارند ولی در ادامه به لحاظ زبانی متن تغییر میکند و به سمت استایل دیگری مایل می شود. مثلا وقتی قرار است برای دوست مان نامه بنویسیم یک استایل و tone غیر رسمی باید استفاده کنیم و این باید در سرتاسر نامه مشهود باشد و بنابراین این که وسط جمله از کلمات و عبارتی چون

Subsequently, your viewpoint is highly appreciated.

I would like to inform you that

استفاده کنیم همخوانی با سبک نامه ندارد. عبارات بالا معمولا برای نامه های رسمی استفاده می شود. در نامه های غیر رسمی همان طور که از عنوان آن مشخص است از سبک راحت تر و خودمانی تر و همین طور از فرم کوتاه شده کلمات استفاده میکنیم. بنابراین جایگزین موارد بالا در نامه به یک دوست میتواند گزینه های زیر باشد:

So, please give me your opinion and help me decide what action I should take.

I’d like/wanted to let you know that… 

نکته ی مهم بعدی نظم منطقی و پاراگراف بندی درست لتر است به گونه ای که ارتباط بین پاراگراف ها مشخص باشد و مطالب خوب به هم لینک شده باشند. به این منظور از کانکتورهای مناسب بسته به فرمال و غیرفرمال بودن نامه استفاده می کنیم. توصیه میکنم برای هر بولت پوینت یک پاراگراف اصلی اختصاص دهید و بنابراین سه پاراگراف اصلی داشته باشید. پاراگراف اول و پنجم میتوانند خیلی کوتاه تر و در حد یک جمله باشند و این مشکلی ایجاد نمی کند. در پاراگراف اول حتما باید هدف از نوشتن نامه با ادبیات مناسب استایل نامه بیان شود. و اهمیت این نکته مثل اهمیت نوشتن overview در ریپورت است.

شروع و پایان نامه نیز بسته به استایل نامه متفاوت نوشته می شود بنابراین این موارد باید از قبل مطالعه و تمرین شود  به گونه ای که در روز آزمون بدون این که بخواهید زمان زیادی برای فکر کردن این بخش ها صرف کنید، نهایتا یک نامه منسجم و به لحاظ زبانی و استایل و لحن یک دست بنویسید که قطعا با یک نمره رضایت بخش همراه خواهد شد.

امید که تمام نکات بالا برای رسیدن به بند اسکور مورد نظرتان در بخش رایتینگ آزمون آیلتس مفید واقع شود.

 

کلید موفقیت در بخش اسپیکینگ/اینترویو آزمون آیلتس

آخرین بخش آزمون آیلتس یعنی بخش اسپیکینگ که در قالب مصاحبه برگزار می شود و ممکن است در همان روز آزمون کتبی و یا در روز دیگری برگزار شود نیز یکی از چالش های بزرگ زبان آموزان است اما در واقع به سادگی میتوان این بخش را نیز مدیریت کرد و نمره خوبی در آن به دست آورد. رمز موفقیت دراسپیکینگ آزمون آیلتس تمرین زیاد برای هر سه پارت و دانش عمیق زبانی در موضوعات مختلف و رایج آیلتس است به گونه ای که  لغات و مطالب آموخته شده در ذهن شما available باشند یعنی به طور خودکار بتوانید از آن ها استفاده کنید نه این که لازم باشد تا کمی فکر کنید تا لغت یا اصطلاح مورد نظر به یادتان بیاد.

برای مثال اگر در مورد food از شما سوال می شود باید یک گنجینه واژگانی آماده ی استفاده داشته باشید و نیاز به تلاش برای به یادآوردن آن ها نداشته باشید. لغات، عبارات و کالوکیشن های مرتبطی چون

Watch one’s weight, healthy food, nutrients, nourishing food, food additives, gain weight, fast food, junk food, processed food, home-made food

چند نمونه برای این تاپیک هستند. اگر نگاهی دیگر به موارد بالا بیاندازید متوجه می شوید این آیتم ها لزوما خیلی پیچیده و سخت  نیستند و مواردی هستند که بارها و بارها در متون مختلف دیده و شنیده اید. بر این اساس، بنده به شدت مخالف توصیه بعضی از اساتید و یا منابعی هستم که زبان آموزان را تشویق به خواندن لیست های طولانی از لغات و عبارات و اصطلاحاتی در موضوعات مختلف میکنند که اکثرا برای زبان آموزان جدید هستند یا این توصیه که حتما باید یک تعداد خاصی از idiom and expression استفاده بکنید تا نمره بالایی در این بخش بگیرید. چون چیزی که مهم است این است که شما همان دانش زبانی که دارید را بتوانید به درستی و در جای مناسب استفاده بکنید و همین طور بدون تلاش مشخص و وقفه برای به یاد آوردن آن ها به صورت روان و سلیس در گفتارتان به کار ببرید. بنابراین این که خیلی از دوستان موقع صحبت از عبارات و اصطلاحاتی استفاده می کنند که کاربردش را درست نمی دانند و بنابراین اشتباه استفاده میکنند و یا این که اصرار بر این دارند  که یک لغت یا عبارتی را که یاد گرفته اند استفاده بکنند اما چون در ذهن شان نهادینه نشده و بنابراین در دسترس نیست مجبورند وقفه طولانی حین صحبت داشته باشند، هیچ کمکی به نمره که نمی کند هیچ بلکه نمره را کاهش نیز می دهد. بر این اساس بنده مخالف کتب و جزواتی هستم که پاسخ هایی را برای سوالات مختلف آماده کرده اند که پر از لغات و عبارات جدید و بعضا قدیمی و نامتداول هستند به این معنی که در متریال واقعی زبان استفاده از آن ها را نمی بینیم.

توصیه بنده این است که در یک پروسه حداقل شش ماهه سعی کنید تا دانش زبانی تان را در موضوعات مختلف به همراه یادگیری عمیق توسعه بدهید. و برای این کار از منابعی استفاده کنید که به طور موضوعی input لازم را به همراه تمرین در اختیار شما قرار می دهند و اصلا اصرار بر اصطلاحات و عبارات کم کاربرد و خاص نداشته باشید. به جای آن سعی کنید کالوکیشن لغات را یاد بگیرید و عباراتی که راحت میتوانید از آن ها استفاده بکنید و زیاد در input های مختلف زبانی می شنوید و میبینید. و گرنه idiom or expression که شما فقط در کتاب های مختص آیلتس با ادعای کسب نمره بالا یاد میگیرید و با آن ها در منابع واقعی برخورد نمی کنید، هیچ کمکی به شما نخواهد کرد. در ابتدای متن، کتاب های موضوعی لغت خدمت شما زبان آموزان عزیز معرفی شد.

نکته ی بعدی این است که در حالی که به توسعه دانش زبانی خود می پردازید باید سعی کنید که تمرین لازم را در هر پارت داشته باشید. برای پارت اول که سوالاتی در مورد زندگی و علایق و کلا موضوعاتی مربوط به خودتان است باید بتوانید آمادگی پاسخ دادن به هر سوالی را داشته باشید از کار و درس و علایق و اوقات فراغت و ورزش و عادت های غذایی تا موضوعاتی چون برنامه تان برای آینده و اتفاقات گذشته زندگی تان.

و البته این نکته حائز اهمیت است که تمرین به معنایی حفظ کردن پاسخ های از قبل آماده شده یا توسط خودتان و یا منابع و جزوات موجود نیست چون اگزمینرها به راحتی قدرت تشخیص این نکته را دارند و مورد بعدی این که با کوچکترین اشتباهی ممکن است کل پاسخ شما به لحاظ زبانی  به هم بریزد و در واقع همین باعث می شود که ممتحن متوجه سعی شما در حفظ کردن پاسخ شود. بنابراین تمرین کردن متفاوت است و شما باید بر اساس دانشی که دارید بتوانید برای سوالات پارت اول پاسخ مستقیم بدهید و آن را با توضیح یا مثالی همراه کنید. برای مثال وقتی از شما سوال می شود که آب و هوای گرم را دوست دارید یا آب و هوای سرد را ترجیچ می دهید بعد از پاسخ مستقیم، سعی کنید دلیلی برای آن ارائه کنید.

اهمیت تمرین برای پارت های دوم و سوم بیشتر از پارت اول است به این دلیل که کمی برای شرکت کنندگان سخت تر است.

برای پارت دوم سعی کنید از طریق نمونه سوالات معتبر، تا جای ممکن موضوعات مختلف را کار کنید برای مثال توصیف یک مکان، یک برنامه یا فستیوال یا جشن خاص، یک فرد، یک فیلم، یک کتاب، یک روز خاطره انگیز، یک اتفاق بد، انجام یک کار سخت و چالشی، یک سایت که از آن خرید کرده اید، یک وسیله ای که به تازگی خریده اید و … . هر چقدر موضوعات بیشتری را بتوانید تمرین کنید با آمادگی و اطمینان خاطر بیشتری در مصاحبه حضور پیدا می کنید. موردی که می تواند به شما کمک کند این است که هر کدام از موضوعات بالا را که تمرین کنید اگرتاپیک را تا حدی تغییر هم بدهند باز هم میتوانید بر اساس تمرینی که داشته اید، در مورد تاپیک جدید به خوبی و با تسلط پاسخ دهید. برای مثال فرض کنید که قبل از آزمون روی موضوع توصیف یک فرد تاثیر گذار در زندگی تان تمرین کرده اید و جز مواردی که باید کاور میکردید توصیف ظاهری، اخلاقی و نوع تاثیر فرد بوده است. حال فرض کنید در آزمون از شما خواسته شود تا بهترین دوست خود یا قهرمان زندگی تان را توصیف کنید. در این صورت میتوانید بسیاری از لغات و صفاتی که قبلا تمرین کرده اید را اینجا هم با تغییر موضوعی لازم به کار ببرید. به این صورت با این که هیچ موقع با تاپیک های دقیق یکسانی در آزمون مواجه نمی شویم. تمرین های قبلی و لغات و متریال را می توانیم adjust و استفاده کنیم و این به معنای آمادگی برای بخش اسپیکینگ آزمون آیلتس است.

برای پارت سوم نکته بسیار مهم این است که پاسخ ها همراه با توضیح لازم و مثال باشد. این بخش در واقع به نوعی discussion مرتبط با موضوع پارت دوم است. بنابراین سعی کنید اگر نظرتان را پرسیده، ابعاد مختلف را در نظر بگیرید و فقط one-sided argument نداشته باشید بلکه موضوع را ازویو پوینت های مختلف در نظر بگیرید. در صورتی که از شما دلیل چیزی خواسته می شود، سعی کنید دو یا چند دلیل ارائه بدید و از مثال های مرتبط استفاده کنید. بر این اساس در این بخش باید بتوانید از کانکتورهای مناسب استفاده کنید که به درستی ایده های شما را به هم مرتبط می کند.

روز آزمون سعی کنید خونسرد و ریلکس باشید. فرض کنید می خواهید با دوست یا همکاری حدود ۱۵ دقیقه در مورد موضوعی صحبت کنید. سوال ها را به دقت گوش کنید تا درست متوجه شان بشوید. پاسخ های مستقیم و مرتبط بدهید. پاسخ تان را با مثال یا توضیح همراه کنید. گاها کمی مکس بین صحبت هایتان مشکل خاصی ایجاد نمی کند به خصوص اگر این مکث برای یافتن ایده باشد و نه لغت. به لحاظ لغت سعی کنید بهترینی که در آن لحاظه به ذهنتان می آید را استفاده کنید. برای پارت دوم از یک دقیقه استفاده بکنید و برای تمام بخش های داده شده نکاتی را یادداشت کنید و سعی کنید به ترتیب به همه آن ها بپردازید. در همان ابتدا زمان فعلی که به طور غالب باید در طی دو دقیقه استفاده کنید را حتما بنویسید تا جلوی چشمتان باشد و بعد به خصوص برای آخرین مورد که معمولا باید دلیل ارائه بدید که برای مثال چرا چیزی را دوست داشتید یا حس تان چه بوده، چند صفت مناسب و سطح advanced را بنویسید و بعد موقع صحبت از آن ها استفاده بکنید. یک دقیقه مدت زمانی نیست که بتوانید جملات کامل بنویسید بنابراین به نوشتن عبارت و لغت بسنده کنید. موقع صحبت کردن سعی کنید ارتباط چشمی با مصاحبه کننده داشته باشید و تنها گه گاهی به نوت تان نگاه کنید و به ترتیب نکات را کاور کنید. در صورتی که ۳۰ ثانیه برای هر مورد اختصاص بدهید در مجموع دو دقیقه می شود. بعد از اتمام دو دقیقه مصاحبه کننده صحبت شما را قطع می کند که طبیعی است بنابراین نگران نباشید. معمولا به دنبال آن، مصاحبه کننده از شما در مورد دو دقیقه ای که صحبت کردید یک یا دو سوال کوتاه می پرسد.

در پارت سوم هم مجدد سعی کنید به سوالات با دقت تمام گوش دهید تا متوجه شوید که آیا نظرتان را در مورد چیزی خواسته opinion question  و یا این که idea question هست. پاسخ ها باید کاملا مرتبط  باشند و سعی کنید پاسخ را با جزییات و مثال همراه کنید. دقیقا راس ۱۴ دقیقه مصاحبه به پایان می رسد و مصاحبه کننده پایان مصاحبه را اعلام می کند. در پایان هیچ سوالی از مصاحبه کننده نپرسید، فقط تشکر کنید و از اتاق خارج شوید.

امید که نکات ارائه شده در این مقاله به شما در کسب نمره مورد نظرتان کمک کند.

 

5/5 - (1 امتیاز)
5 1 vote
امتیازدهی به مقاله
0
Would love your thoughts, please comment.x